
حموم بودم بابام میزنه به در میگم:بله! میگه:حمومی؟ میگم:نه اینجا لندنه صدای منو از رادیو بی بی سی دارید! میگه:در زدم بهت بگم خانمت اومده رفته سر گوشیت داره وایبرو لاینت رو نگاه میکنه لباس و حولت هم از پشت در بر میدارم که امشب تو لندن بمونی تا بفهمی درست جواب پدرتو بدی....
ادامه مطلب
شوری زبان شعر مرا وا نموده استایزد جنین دفترم عیسی نموده استسرماتمام پنجره راخیس واژه کردآن سوی شیشه هاغزلی ها نموده استاز دور یک تبلور رویاست گیسویتتاج شهی که سلسله برپانموده استاینبار باتلاطم احساس گم شدستشرمی که درسکوت توماوا نموده استشبواژه گشته است لگدمال وبایدشسوزدچراکه عشق توحاشانموده استدیدی که رنج واژه دروغی بزرگ بودحالا غزل ببین که چه غوغا نموده است xa0 شعر از : گلاریشا روی زمین...
ادامه مطلب